بررسی و نقد بهاییت
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1387 در ساعت 04:37 ب.ظ
نویسنده : --
عنوان : کاش همه بهائی می‌شدند!

پس از جنگ جهانی دوم، رژیم‌های وابسته و دیکتاتور در کشورهای مختلف ، قدرت را به دست گرفتند و اختناقی سنگین را بر مردم خویش حاکم کردند. متقابلا آزادیخواهان نیز برای رهایی از یوغ این رژیم‌ها به مقابله پرداختند و در نتیجه زندانها پر از نخبگان و فرزانگان آن کشورها شد.

در بررسی عملکرد بهائیت در این کشورها ، منابع بهائی ناخواسته به مطالبی اشاره کرده‌اند که حیرت‌انگیز است و پرده از اسرار مگوبرمی دارد و نقش بهائیت را در خدمت به دیکتاتورهای این کشورها روشن می‌سازد و آن این‌که یکی از اقدامات بهائیان، عملیات تبلیغ بر روی زندانیان سیاسی بوده است تا بدین ترتیب آنها را از جرگه مخالفان خارج ساخته و در صف وفاداران به حکومت‌ها قرار دهند. در زیر با نحوه اجرای این سیاست در دو کشور چاد (آفریقا) و فیلیپین (آسیا) آشنا می‌شویم:

پس از جنگ جهانی دوم، رژیم‌های وابسته و دیکتاتور در کشورهای مختلف ، قدرت را به دست گرفتند و اختناقی سنگین را بر مردم خویش حاکم کردند. متقابلا آزادیخواهان نیز برای رهایی از یوغ این رژیم‌ها به مقابله پرداختند و در نتیجه زندانها پر از نخبگان و فرزانگان آن کشورها شد.

در بررسی عملکرد بهائیت در این کشورها ، منابع بهائی ناخواسته به مطالبی اشاره کرده‌اند که حیرت‌انگیز است و پرده از اسرار مگوبرمی دارد و نقش بهائیت را در خدمت به دیکتاتورهای این کشورها روشن می‌سازد و آن این‌که یکی از اقدامات بهائیان، عملیات تبلیغ بر روی زندانیان سیاسی بوده است تا بدین ترتیب آنها را از جرگه مخالفان خارج ساخته و در صف وفاداران به حکومت‌ها قرار دهند. در زیر با نحوه اجرای این سیاست در دو کشور چاد (آفریقا) و فیلیپین (آسیا) آشنا می‌شویم:

 

 چاد

این‌ کشور در دوران‌ استعمار، مستعمره‌ فرانسه‌ بوده‌ و به‌ دلیل‌ مقاومت‌ مسلمانان، فرانسه‌ جنایات‌ گسترده‌ای‌ در قتل‌ علما و از بین‌ بردن‌ مساجد، مدارس‌ قرآن‌ و آثار اسلامی‌ مرتکب‌ شد. 1 سال‌ 1960 این‌ کشور استقلال‌ یافت‌ اما فرانسویان‌ هنگام‌ خروج، اداره‌‌ چاد را به‌ افراد مسیحی‌ سپردند که‌ این‌ سیطره‌ تا سال‌ 1990 ادامه‌ داشت‌ و از جمله‌ از سال‌ 1960 تا سال‌ 1975 ژنرال‌ مسیحی‌ تمبل‌بای‌ قدرت‌ را در دست‌ داشت. او در سال‌ 1962 تمام‌ احزاب‌ به‌ استثنای‌ یک‌ حزب‌ را منحل‌ کرد که‌ این‌ امر میزان‌ آزادی‌ و مشارکت‌ سیاسی‌ را در رژیم‌ او نشان‌ می‌دهد.2

‌‌در دوران‌ 30 ساله‌ (1990 ـ 1960) به‌ دلیل‌ فشار همه‌جانبه‌ بر مسلمانان‌ و وضع‌ مالیات‌های‌ سنگین، زمینه‌ برای‌ قیام‌ آنها فراهم‌ شد که‌ با مبارزات‌ فراوان‌ و تحمل‌ زندان‌ و شکنجه‌ و سختی‌های‌ فراوان، سرانجام‌ در سال‌ 1990 مسلمانان‌ که‌ در «جنبش‌ نجات‌ ملی» مجتمع‌ شده‌ بودند، قدرت‌ را در دست‌ گرفتند.3

‌‌اینک‌ ببینیم‌ که‌ عناصر بها‌ئی‌ در دوران‌ پس‌ از استقلال‌ چاد (سال‌ 1960 به‌ بعد) در این‌ کشور چه‌ نقشی‌ را ایفا می‌کردند؟ در این‌ زمینه‌ شاید بیان‌ یک‌ مورد ما را بسنده‌ باشد چرا که‌ در خانه‌ اگر کس‌ است، یک‌ حرف‌ بس‌ است. به‌ نوشته‌ مجله‌ «اخبار امری» یک‌ معلم‌ بها‌ئی‌ در یکی‌ از شهرهای‌ چاد پس‌ از هماهنگی‌ با مسؤولان‌ زندان‌ برای‌ تبلیغ، میان‌ زندانیان‌ می‌رود. او پس‌ از چند هفته‌ با ارسال‌ نامه، گزارشی‌ از اقدامات‌ خود و بازخورد آن‌ را برای‌ نشریه‌ مذکور بیان‌ می‌کند: «رئیس‌ زندان‌ شهر بایبوکام‌ به‌ من‌ اطلاع‌ داد که‌ یک‌ نفر زندانی‌ می‌خواهد تسجیل‌ [=بها‌ئی] شود» وی‌ سپس‌ ضمن‌ ابراز شادمانی‌ از این‌ خبر بر مقاومت‌ آن‌ فرد در مقابل‌ بازجویان‌ تصریح‌ می‌کند و می‌گوید: «بخصوص‌ که‌ زندانی‌ مذکور هرگز مایل‌ نبوده‌ چیزی‌ را اقرار کند» او وقتی‌ به‌ سراغ‌ زندانی‌ می‌رود، متوجه‌ می‌شود که‌ او در حقیقت‌ به‌ بها‌ئیت‌ ایمان‌ نیاورده‌ و برای‌ فرار از شکنجه، به‌ این‌ فرقه‌ تمسک‌ جسته‌ است. مبلغ‌ بها‌ئی‌ می‌نویسد: «به‌ ملاقاتش‌ رفتم‌ ولی‌ اظهار داشت‌ که‌ از وقتی‌ که‌ یکی‌ از رفقای‌ او بها‌ئی‌ شده، اولیای‌ زندان‌ نسبت‌ به‌ او مهربان‌ شده‌ و دیگر از تهدید و تخویف‌ خبری‌ نیست. رئیس‌ زندان‌ هم‌ تأیید کرد که‌ از وقتی‌ که‌ آنها بها‌ئی‌ شده‌اند، نسبت‌ به‌ آنها سختگیری‌ نمی‌شود.» 4

‌در منابع‌ بها‌ئی، مورد مشابه‌ دیگری‌ از فعالیت‌ بها‌ئیان‌ بر زندانیان‌ سیاسی‌ ـ اما هزاران‌ کیلومتر دورتر از چاد یعنی‌ در قاره‌ آسیا و کشور فیلیپین‌ ـ وجود دارد که‌ از یک‌ هماهنگی‌ کامل‌ میان‌ بها‌ئیت‌ با رژیمهای‌ دیکتاتوری‌ برای‌ شکستن‌ روحیه‌ مقاومت‌ در آزادیخواهان‌ حکایت‌ می‌کند که‌ در ادامه‌ به‌ آن‌ می‌پردازیم:

 

 فیلیپین‌

ابتدا مستعمره‌ اسپانیا بود اما پس‌ از درگیری‌ با امریکا که‌ به‌ شکست‌ اسپانیا انجامید، این‌ کشور در سال‌ 1898‌ در برابر 20 میلیون‌ دلار به‌ امریکا واگذار شد.5 پس‌ از آن‌ تا سال‌ 1946 در استعمار امریکا قرار داشت. در این‌ دوران‌ امریکاییها به‌ منظور مسخ‌ فرهنگی‌ مسلمانان‌ اقداماتی‌ انجام‌ دادند که‌ تعداد بیشتر کلیساها از مساجد در اکثر شهرهای‌ مسلمان‌نشین‌ از آن‌ جمله‌ است. فشار زائدالوصف‌ امریکا بر مسلمانان‌ در دوران‌ استعمار و سپس‌ استقلال‌ ظاهری‌ ـ و ادامه‌ سلطه‌ امریکا توسط‌ حکومتهای‌ دست‌نشانده‌ ـ موجب‌ شد که‌ مسلمانان‌ جبهه‌ آزادیبخش‌ مورورا پایه‌گذاری‌ کنند که‌ این‌ جبهه‌ با انشعاباتی‌ که‌ در آن‌ صورت‌ گرفت‌ بعدها نیز به‌ مبارزات‌ خویش‌ ادامه‌ داد.

در اوضاعی‌ که‌ دولت‌ فیلیپین‌ روابط‌ عمیقی‌ با ایالات‌ متحده‌ دارد و سیاست‌ اسلام‌زدایی‌ توسط‌ امریکا در فیلیپین‌ دنبال‌ می‌شود و مسلمانان‌ مبارزات‌ مستمری‌ را برای‌ حفظ‌ هویت‌ اسلامی‌ و احقاق‌ حقوق‌ مسلم‌ خویش‌ آغاز کرده‌اند بها‌ئیت‌ وارد این‌ کشور می‌شود. توضیح‌ آن که:

هنگامی‌ که‌ رژیم‌ دست‌ نشانده ‌‌امریکا در فیلیپین‌ با خشونت‌ حکمرانی‌ می‌کرد، هزاران‌ نفر از آزادیخواهان‌ بر ضد آن‌ قیام‌ کردند و به‌ زندان‌های‌ مخوف‌ افتادند، چرا که‌ آنها حضور پایگاه‌های‌ امریکایی‌ را در کشور خود بر نمی‌تافتند.

در این‌ اوضاع‌ بها‌ئیت‌ دست‌ به‌ کار ودولت‌ فیلیپین‌ که‌ می‌دانست‌ آموزه‌های‌ این‌ فرقه‌ چه‌ نقش‌ مهمی‌ در حرکتهای کلی‌ و ضد استعماری‌ دارد، بشدت‌ از آنها حمایت‌ کرد و تمام‌ امکانات‌ را در اختیارشان‌ قرار داد تا به‌ راحتی‌ و با دست‌ باز به‌ فعالیت‌ بپردازند در این‌ میان، مبارزان‌ فیلیپینی‌ بویژه‌ در مناطق‌ مسلمان‌نشین‌ که‌ جزء اصلی‌ترین‌ هدفهای‌ تبلیغی‌ گروههای‌ بها‌ئی‌ بودند به‌ نقش‌ منفی‌ و استعماری‌ این‌ هیاتها پی‌ برده‌ و به‌ مقابله‌ با آنها پرداختند و از جمله‌ در یک‌ عملیات‌ غافلگیرانه‌ و هشدار دهنده، 3 تن‌ از مبلغان‌ بها‌ئی‌ را که‌ از ایران‌ به‌ آن‌ نواحی‌ رفته‌ بودند، اعدام‌ انقلابی‌ کردند و با این‌ اقدام‌ خود، ضمن‌ وارد آوردن‌ شوک‌ سنگین‌ به‌ تشکیلات‌ بها‌ئیت، پیام‌ خود را نیز به‌ آنها تفهیم‌ نمودند.

برای‌ پی‌ بردن‌ به‌ نقش‌ منفی‌ ومخرب‌ این‌ فرقه‌ در آن‌ کشور کافی‌ است‌ بدانیم‌ در شرایطی‌ که‌ خانواده‌های‌ زندانیان‌ سیاسی‌ امکان‌ ملاقات‌ با عزیزان‌ خود را نداشتند،دولت‌ فیلیپین‌ اجازه‌ داده‌ بود که‌ هیاتهای تبلیغی‌ بها‌ئی‌ به‌ میان‌ زندانیان‌ برود تا باکسب‌ خبر و شکار مبارزان، ضمن‌ ایجاد شکاف‌ در محبوسان، روحیه‌ انقلابی‌ را نیز در آنان‌ بخشکانند. گزارش‌ زیر که‌ در نشریه‌‌ رسمی‌ بها‌ئیان‌ استخراج‌ شده‌ است، به‌ خوبی‌ نقش‌ مخرب‌ فرقه‌‌ مذکور را از زبان‌ یک‌ زن‌ بها‌ئی‌ به‌ نام‌ حشمت‌ الله‌ اشراقیان‌ که‌ از سوی‌ بها‌ئیان‌ ایران‌ برای‌ تبلیغ‌ به‌ آن‌ کشور رفته‌ بود،نشان‌ می‌دهد:

بنابر دعوت‌ محفل‌ مقدس‌ ملی، به‌ مانیلا رفتم. خانمی‌ از مهاجرین‌ امریکایی‌ و... مهماندار من‌ بودند، خیلی‌ محبت‌ و احترام‌ فوق‌العاده‌ نمودند. روز بعد، برنامه‌‌ صحبت‌ در زندان‌ بود... دکتر مهاجر و اشراقیان‌ هم‌ هفته‌‌ قبل‌ از زندان‌ دیدن‌ کردند، نمی‌دانم‌ برایتان‌ نوشته‌ام‌ یا نه ؟

عده‌ ‌زندانیان‌ 9 هزار نفر است. آنهایی‌ که‌ محکوم‌ به‌ مجازات‌ سخت‌ یا حبس‌ ابد یا محکوم‌ به‌ مرگ‌ هستند، در این‌ زندان‌ می‌باشند. قریب‌ یک‌‌سال‌ و نیم‌ پیش، امر مبارک‌ [=بها‌ئیت] به‌ داخل‌ زندان‌ نفوذ نمود. هم‌ اکنون‌ 900 بها‌ئی‌ در آنجا داریم... رئیس‌ زندان‌ می‌گفت: ای‌ کاش‌ که‌ همه‌ بها‌ئی‌ شوند تاما از شر [مبارزین] خلاص‌ شویم. مقامات‌ مربوطه‌ احترام‌ فوق‌ العاده‌ به‌ امر می‌گذارند. بها‌ئیان‌ در سر تاسر فیلیپین‌ آزادند که‌ از زندان‌ [بها‌ئی] درآن‌ تشکیل‌ می‌شود.

در میان‌ این‌ نفوس‌ یعنی‌ [زندانیان] دکتر و وکیل‌ و دانشجویان‌ دانشگاه‌ و غیره‌ هستند. وارد شدن‌ به‌ زندان‌ حتی‌ برای‌ اقوام‌ زندانیان‌ کار آسانی‌ نیست. باید اجازه‌‌ مخصوص‌ از چندین‌ محل‌ بگیرند، آن‌ وقت‌ از پشت‌ میله‌های‌ زندان‌ صحبت‌ کنند، حتی‌ کشیش‌‌های کاتولیک. ولی‌ برای‌ بها‌ئیان‌ همین‌ که‌ در ماشین‌ از دور گفتیم. بها‌ئی، آناً‌ اجازه‌ دادند.

خلاصه‌ پس‌ از عبور از درهای‌ آهنین‌ وارد زندان‌ [شدیم] و به‌ محل‌ زندانیان‌ رفتیم... نه‌ تنها بهائی‌ها جمع‌ شدند، غیر بها‌ئی‌ها هم‌ آمدند. معاون‌ ایادی،6 پروفسور سمیناگو، مرا معرفی‌ نمود، پس‌ از آن‌ شروع‌ به‌ صحبت‌ کردم‌ وایشان‌ ترجمه‌ به‌ زبان‌ محلی‌ می‌نمود برای‌ اشخاصی‌ که‌ انگلیسی‌ نمی‌دانستند.

چندین‌ آسایشگاه‌ مختلف‌ را دیدن‌ کردیم‌ و در هر کجا مطالبی‌ بر ایشان‌ گفتم. در محل‌ مسلمانان، مباحثه‌ با 2 ملا‌ی‌ مسلمان‌ که‌ مدتی‌ است‌ زندانی‌ هستند، خیلی‌ جالب‌ بود، از 7صبح‌ تا 2 بعد از ظهر همین‌ طور حرف‌ زدم... باری‌ بعد از صرف‌ غذا در رستوران‌ آنجا مجدداً باز گشتیم‌ و تا ساعت‌ 5 بعداز ظهر آنجا بودیم. خاطرات‌ خوش‌ آن‌ روز همیشه‌ در خاطرم‌ است.7

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1. چاد، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی، 1378، ص‌ 210. همان، ص‌ 370. همان، ص‌ 411. اخبار امری، سال‌ 1352، ش‌ 8، صص‌ 271 ـ 5270. فیلیپین، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی، 1382، ص‌ 619. شوقی‌ افندی‌ برای‌ تبلیغ‌ بها‌ئیت‌ شبکه‌ای‌ بین‌المللی‌ ایجاد کرد و 27 نفر را در را‡‌س‌ آن‌ قرار داد وآنها را ایادی‌ امرالله‌ نامیدتا هر یک‌ امور مربوطه‌ را در بخشی‌ از جهان‌ بر عهده‌ بگیرد،پس‌ از چندی‌ برای‌ هر یک‌ از آنها چندین‌ معاون‌ در نظر گرفت‌ که‌ به‌ آنها مغاون‌ ایادی‌ می‌گفتند 7. آهنگ‌ بدیع، سال‌ بیست‌ ویکم‌ (1345)،ش‌ 1، ص‌ 19

 

منبع : سایت ایران سهراب
http://www.iransohrab.ir