بررسی و نقد بهاییت
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 در ساعت 12:30 ب.ظ
نویسنده : --
عنوان : تشکیلات بهائیت و حقوق شهروندی
از جمله روش‌هایی که بهاییان در شست‌و‌شوی مغزی استفاده می‌کنند "بمباران محبت" است و آن یک اقدام هماهنگ و منسجم تحت رهبریت تشکیلات است که اعضا قدیمی از طریق تملق‌گویی و ابراز عشق و علاقه سعی در جذب افراد مورد نظر دارند.تشکیلات بهائیت به دلیل ساختار فرقه‌ای خود از مهم‌ترین موانع رسیدن بهائیان ایران به حقوق شهروندی است. از سوی دیگر، نگرانی جوامع بشری از بهائیت نیز امروزه متوجه مدیریت تشکیلات است. ایرانیان به عنوان شهروندان یک جامعه انسانی و آزاداندیش نگران سلامت، رفاه و امنیت شهروندان خود خصوصاً بهائیان ایرانی که در تحت استیلا و سلطه تشکیلات‌اند، هستند.
امروزه تبلیغات، عضو‌گیری و فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده تشکیلات بهائیت موجبات نگرانی‌های اجتماعی را فراهم آورده؛ به طوری که این سئوال پیش می‌آید که چگونه می‌توان از افراد جامعه به بهترین شکل ممکن در برابر آسیب‌هایی که از سوی تشکیلات ایجاد شده است، مصونیت یافت.
بهائیان ایرانی مهم‌ترین سال‌های زندگانی خود را از دست می‌دهند زیرا تشکیلات بهائیت به راحتی آزادی‌های فردی آنان را سلب می‌کند و خانواده‌های بهائی به آسانی قربانی به اصطلاح یک خانواده برتر به نام تشکیلات بهائیت می‌شوند.
بهائیان ایران همواره از سوی تشکیلات بهائیت به طور تحقیرآمیزی استثمار می‌شوند. به علت تعهدات سختی که از بهائیان در تشکیلات گرفته می‌شود، آسیب‌های بسیار شدیدی به زندگی آنان وارد می‌شود تا جایی که در مواردی به خاطر امر تبلیغ از اهداف تحصیلی و شغلی آنها جلوگیری می‌شود، خانواده‌های بهایی از هم گسسته می‌شوند و این منافع تشکیلات تا جایی پیش می‌رود که بهائیان را وادار می‌کند دارایی‌های خود را تحویل تشکیلات دهند.
به دلیل ساختار فرقه‌ای تشکیلات بهائیت پاره‌ای از بهائیان مبتلا به بیماری‌های روحی، روانی شده و پاره‌ای هم پس از سال‌ها عضویت در تشکیلات منزوی شده‌اند. تشکیلات بهائیت از روش‌های روانی بهره می‌گیرد و بهائیان تازه وارد را وادار به بازخوانی گذشته خود با نگاهی دیگر کرده و تصویر شیطانی از والدین آن‌ها ترسیم می‌کند تا به آنان اعتماد نکنند و به آنها می‌آموزند تا بیرونی‌ها، حتی اقوام درجه یک را مانند شیطان تلقی کنند و چاره‌ای جز این نیست که باید از آنان گریزان بود.
تشکیلات بهائیت توسط رهبرانی که هرم قدرت و منابع مادی را کنترل می‌کنند هدایت می‌شود. رهبران این تشکیلات در ساختار فرقه‌ای خود تمایل به اعمال اراده و تسلط دارند. در تشکیلات بهائیت هر کس که رهبریت تشکیلات را به چالش بکشاند تحقیر می‌شود و شامل طردهای اداری و روحانی می‌شود. رهبران تشکیلات بهائیت برخلاف روحانیون ادیان آسمانی که تکریم و ستایش پیروان خود را به سمت خدا معطوف می‌کنند، ستایشگری و تکریم را به سوی خود متمرکز می‌کنند.
ساختار فرقه‌ای تشکیلات بهائیت خودکامه است، رهبریت تشکیلات به عنوان مقام عالی و دارای امتیاز مصون از خطا شناخته می‌شود و هیچ دادخواستی خارج از سیستم رهبریت تشکیلات بهائیت به سیستم بالاتر قضایی وجود ندارد.
برای این منظور، تشکیلات برنامه‌های آموزشی را برگزار می‌کند و از طریق مغزشویی از سوی اعضای قدیمی‌تر مانع از آن می‌شود که اعضای جدید و تازه‌وارد تشکیلات را به چالش بکشانند. به اعضای جدید آموخته می‌شود که هرگز نباید تشکیلات به چالش کشیده شود و هر کس هر گونه سئوال، تردید و یا احساس منفی که دارد باید از مسئول بالای خود راهنمایی بخواهد. البته تشکیلات با برگزاری برنامه سنگینی از فعالیت‌های مختلف از حضور در کلاس‌های آموزشی گرفته تا آوازخوانی جمعی، انجام فعالیت‌های مشترک، مطالعه متون پایه، شرکت در تجمعات،‌ رفتن برای جمع‌آوری پول و غیره اعضای جدید را به حدی مشغول می‌کند که فرصت فکر کردن از آنها سلب می‌شود.
تشکیلات بهائیت تبلیغ و عضوگیری را متوجه افراد آسیب‌پذیر جامعه می‌کند زیرا چنین اشخاصی نمی‌توانند از پشت پرده فریب تشکیلات، واقعیت را بیابند. از دیگر کسانی که مورد هدف تشکیلات قرار می‌گیرند افراد مطیع و منعطف هستند زیرا این افراد به راحتی مجاب می‌شوند. همچنین افرادی که در مشکلات زندگی به طور عام دچار گرفتاری‌هایی همچون دوری از خانواده ، طلاق، افسردگی، بیکاری، گذار از دبیرستان به دانشگاه و ... هستند بیش از هر فرد دیگری در معرض افتادن در دام بهائیت قرار دارند.
در تشکیلات بهائیت افرادی که سوژه تبلیغ قرار می‌گیرند از تغییراتی که در درون آنها در طی چندین پروسه شکل می‌گیرد آگاه نیستند زیرا برنامه‌ریزی شست‌وشوی مغزی یک روند تدریجی است که هدف آن تغییر هویت فرد در اعتقادات، جهان‌بینی و گذشته است. از جمله روش‌هایی که در شست‌و‌شوی مغزی استفاده می‌شود بمباران محبت است و آن یک اقدام هماهنگ و منسجم تحت رهبریت تشکیلات است که اعضا قدیمی از طریق تملق‌گویی و ابراز عشق و علاقه سعی در جذب افراد مورد نظر دارند. در واقع بمباران محبّت چیزی جز یک ترفند فریبکارانه تشکیلات بهائیت به منظور عضوگیری نیست.
از دیگر ترفندهای تشکیلات دوره کردن اعضا جدید توسط اعضای قدیمی است که با رفتار خود تلاش می‌کنند با افتخار تمام خوشحالی‌ خودشان را نسبت به عضویت در تشکیلات، کامل جلوه دادن اعتقادات و منحصر به فرد بودن رهبریت تشکیلات را از خود بروز دهند. این اعضا قدیمی تا به آنجا پیش می‌روند که به منظور مجاب‌سازی اعضا جدید داستان‌هایی از گذشته وحشتناک خود می‌بافند و وانمود می‌کنند که همه چیز الان که در تشکیلات هستند عالی است و ادعا می‌کنند که بهائیان "برگزیده"، "تکامل یافته" ، و "خاص" هستند در حالی که غیربهائیان موجودات پایین‌تری به حساب می‌آیند.
نحوه شروع عضوگیری تشکیلات بهائیت ممکن است متفاوت باشد اما یک اصل اساسی در آن ثابت است و آن بهره‌گیری از انبوهی از فریبکاری در جذب افراد است. این فریبکاری‌ها در آغاز عضو گیری از مخفی‌کاری در خصوص آنچه واقعاً ماهیت تشکیلات می‌دهد تا پنهان‌کاری از منظور نهایی عضویت را شامل می شود. اصولاً در تشکیلات بهائیت آنچه فرد در نگاه اول مشاهده می‌کند همانی نیست که در داخل آن نهفته است و یا نهایتاً به آن منتهی می‌شود. تشکیلات به خوبی می‌داند که اگر بهائیان ایران از ابتدا کار می‌دانستند که به چه دلیل و به چه صورت جذب شده‌اند هرگز به تشکیلات نمی‌پیوستند. تشکیلات بهائیت همه جا حقوق شهروندی بهائیان ایران را در خدمت منافع تشکیلات مصادره می‌کند.
امروزه سوءاستفاده‌ها و برنامه‌های اغلب غیراخلاقی تشکیلات بهائیت نه تنها در حواشی بلکه در بخش‌های اصلی جامعه ظاهر می‌شود. در گذشته، تشکیلات بهائیت در ایران با جذب افراد به اصطلاح حاشیه‌ای جامعه به فعالیت خود ادامه می‌داد ولی امروزه شکل تبلیغ و روش‌های مجاب‌سازی افراد با روش‌های پیچیده اعمال می‌شود که فراتر از چهارچوب‌های معمولی است زیرا در متن اصلی جامعه حرکت می‌کنند به طوری که تشکیلات همه جا را برای مغزشویی افراد جامعه انتخاب می‌کند؛ از کلاس درس گرفته تا سمینارها، گردهمایی‌های مذهبی، تبلیغ در منازل (بیوت تبلیغی) مدرسه،‌دانشگاه، درمانگاه، داروخانه وموسسات تجاری.
در سال‌های اخیر تشکیلات بهائیت راه‌های جدیدی برای عضوگیری افراد از طریق دستیابی به فعالیت‌های تجاری و نفود در مؤسسات غیردولتی یافته است. بسیاری از بهائیان ایرانی با مزد خیلی کم در مراکز اقتصادی که تحت تملک تشکیلات است و توسط تشکیلات اداره می‌شود کار می‌کنند و بخشی از درآمدشان همراه با منافع شرکت به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به مرکز تشکیلات فرستاده می‌شود و بدین ترتیب تشکیلات در یک موقعیت استراتژیک به لحاظ اقتصادی قرار می‌گیرد؛ به طوری که در عرصه رقابت اقتصادی صدمات جدی بر پیکره مؤسسات غیربهائی وارد می‌شود. در واقع تشکیلات بهائیت در یک بازار غیرمنصفانه از استثمار کارگران بهایی گرفته تا وارد شدن در انواع تقلب‌ها و کلاهبرداری‌ها ، قادر می‌شود تا ثروت خود را افزایش دهد.
باتوجه به مسایل پیشین این نتیجه حاصل می‌شود که تشکیلات بهائیت نوعی از روابط تشکیلاتی است که در آن رهبران تشکیلات، آگاهانه بهائیان ایران را با استفاده از روش‌های خاصی وادار می‌کنند تا به طور کامل در خصوص تقریباً همه تصمیمات مهم زندگی‌شان وابسته به تشکیلات باشند.
در تشکیلات بهائیت اعتقادات به ابزاری برای خدمت به برنامه‌های پنهان رهبران تشکیلات تبدیل شده و نقش چسبی را دارد که بهاییان را در راستای اهداف تشکیلات به هم متصل می‌کند. کلید موفقیت رهبران تشکیلات بهائیت برای سوءاستفاده از بهائیان ایران در ناآگاه نگاه داشتن آنان نهفته است و نکته مهم این است که حقوق شهروندی بهائیان ایران امروزه قربانی حقوق تشکیلات بهائیت می‌شود.
نکته آخر این‌که کلیه شیوه‌های جذب و حفظ افراد گرفتار شده در چنبره تشکیلات بهائیت شبیه رفتارهایی است که در فرقه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
افرادی نظیر شیرین عبادی و سایرین که اخیراً صحبت‌هایی در راستای حقوق شهروندی بهاییان ایران مطرح کرده بودند باید بدانند که حقوق شهروندی بهاییان تنها توسط خود بهاییان تباه می‌شود؛ بهاییان با فعالیت در قالب تشکیلات سبب شده‌اند که حتی سایر کشورهای دیگر هم آن‌ها را محدود کنند.