بررسی و نقد بهاییت
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1387 در ساعت 10:04 ق.ظ
نویسنده : --
عنوان : تناقض با وحدت عالم انسانی

بهائیان سخن از «وحدت عالم انسانی» و برابری تمام انسان ها می گویند در حالی که در کتاب مقدسشان (کتاب اقدس) علناً هر کس به دیانت بهائی باور نداشته باشد، گمراه شمرده شده است.

میرزا در فراز نخست از کتاب اقدس، خود را «مشرق وحی» یعنی محل تابش وحی الهی خوانده است. این مقام را هم تا مقام خدائی بالا برده و گفته در حد خالقیت در عالم امر و خلق است. یعنی این مشرق وحی، همان مقام خدائی و آفرینندگی است چه در عالم خلق و چه در عالم امر.

پس مردم با میرزائی روبرو هستند که حامل وحی الهی است بلکه خود نفس الهی است!

نتیجه اش این می شود که موافقت با میرزا، فوز و رستگاری و مخالفت با او عین ضلالت است.

همه دگر اندیشان محکوم به گمراهی و همه مصدقان میرزا فائز به رستگاری اند!

مسلمان و مسیحی و کلیمی و زرتشتی از ادیان الهی که به او باور مند نیستند اهل ضلالتند!

هر دگر اندیش صالح و نیک عمل و مردم خواه و دانشمند و مخترع و ...رفتارش غیر مرضی و عبث و غیر قابل قبول است مگر آنکه بهائی شود و به میرزا عرفان پیدا کند که بلافاصله و فی الفور از فائزین می گردد!

دانشجوی ما شنیده بود در بهائیت سخن از وحدت عالم انسانی است و حالا در مقدس ترین کتاب بهائیان عبارتی را می خواند که مفهومش این است که شش میلیارد انسان روی زمین جز چند میلیون بهائی همه از اهل ضلالت به حساب می آیند.

پس همه آدمیان بر خلاف ادعای «همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار»، برگ های یک شاخسار نیستند. مگر می شود فوز و ضلالت در یک شاخه با هم وحدت داشته باشند؟

کسانی که اگر همه کارهای خیر جهان در پرونده آنان باشد، باز گمراه محسوب می شوند چگونه با فائزین (باورمندان به میرزا) برابر شمرده می شوند؟

خود میرزا، کور و بینا را مساوی نمی داند، فائز و گمراه را یکی نمی شمرد، آن وقت چطور از وحدت عالم سخن می گوید؟!

عجبا حل این مسئله غامض را از عقول صافیه بپرسند تا جوابی گیرند و از تیغ تناقض فاحش برهند!

یا از شعار وحدت عالم انسانی بگذرند یا از اقدس دست بکشند.

یا از همه اندیشمندان جهان که غیر بهائی اند بخاطر تهمت ضلالت به آنها عذر خواه شوند یا این جمله را از کتاب مقدس خود پاک نمایند.

یا بهاءالله را از مشرق وحی بودن پائین آورند یا اقدس را نوشته یک انحصارطلب پر مدعا شمرند که به گزاف خود را نفس الهی در عالم امر و خلق نامیده است.

یا همه شعارهای قشنگ بهائی را در آینه این عبارات عوض کنند یا خود را مربوط به دوران جدید نشمرند که همه کس جز خود را گمراه دانند و اعمال خوب آنها را هباء منثور گویند. انتخاب با خود آنهاست.