بررسی و نقد بهاییت
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1387 در ساعت 08:00 ق.ظ
نویسنده : --
عنوان : ادبیات ضد بهائی

طی سالهای بعد از شهریور 1320 مبارزه بر ضد بهائیت بالا گرفت و برای خود ادبیات ویژه ای را در متون فارسی از مطبوعات گرفته تا کتابها و جزوات تشکیل داد. ردیه نویسی ها و خاطرات بخشی از آنها بود. اندکی بعد این کار با نظم و  ترتیب جدی تری دنبال شد و کسانی به طور خاص در پی بازگرداندن بهائی ها به آیین اسلام بودند.

البته بخشی از ادبیات ضد بهایی مربوط به دوران شکل گیری آن در آغاز حکومت ناصری است. در باره این ادبیات در فارسی کمتر نوشته ای به چشم می خورد. آن طرف هم هرچه منتشر می شود از بهایئ هاست که کمتر به این مباحث می پردازند.

از حق هم نباید گذشت که مرام بهائیت بهترین خاطراتش در جذب افراد و همزمان بدترین آنها در بیرون رفتن آنان از بهائیت است. فکر نمی کنم در هیچ آیینی این قدر سریع کسانی جذب شوند و با همان سرعت بلکه بالاتر از آن، از آن مرام درآیند و  بیرون روند.

اگر کسی مطبوعات یکی دو دهه پیش از انقلاب را ورق بزند خواهد دید که چه قدر بهایی با عکس و مشخصات در مطبوعات اعلام انزجار از مرام بهائیت کرده اند. شاید هزاران نمونه را در نشریه ندای حق بتوان یافت که آن زمان توسط سید حسن عدنانی چاپ می شد. شنیدم که پرونده های این قبیل افراد را هم مرحوم آقای حلبی جمع آوری کرده و در کتابخانه آستانه قدس به ودیعت نهاده است. ای کاش آن اسناد هم چاپ می شد.

اما در مطبوعات مذهبی ده بیست و سی مقالات و خاطرات فراوانی در رد بهائیت چاپ شد . نشریه آیین اسلام از آن جمله بود. مرحوم حاج سراج انصاری هم سلسله مقالاتی تحت عنوان بهایی کیست داشت و دیگران.

اما آنچه در آن زمان جالب توجه بود، خاطرات شماری از سران بهائیت بود که برگشته بودند و به تدریج خاطرات خود را در مجلات دینی به چاپ می رساندند.

یکی از اینها فضل الله مهتدی صبحی بود که خاطراتش هم در نشریات چاپ شد و هم به صورت کتاب. دیگری هم عبدالحسین آیتی بود که او هم در نگارش در رد بهائیت آن هم بر اساس خاطراتش تلاش زیادی کرد.

صبحی و پدرش از نزدیکان عبدالبهاء یعنی بانی بهائیت – پس از میر علی محمد باب که بانی بابیت بود و صبح ازل ادامه دهنده راهش  و عبدالبهاء از نیمه راه همه چیز را به نام خود ثبت کرد – بودند و به او و مرام بهائیت خدمت کرده بودند.

آنچه اکنون چاپ شده خاطرات همان صبحی است که در شکل و شمایل جدید عرضه شده است. مقدمه ای به عنوان پیش نوشتار دارد که شرحی است از جریان صوفیه و چگونگی شکل گیری مذهب شیخیه توسط شیخ احمد احسایی و بعد هم درآمدن بابیت از دل آن و تغییر شکل آن به صورت بهائیت و بعدهم شرح حال عبدالبهاء و عباس افندی و شوقی افندی و برخی دیگر از انشعابات آن.

باید همین جا عرض کنم که در این باب هنوز هم یک صد و پنجاه صفحه نخست کتاب بهائیان محمد باقر نجفی عالی است.

پس از آن شرح حال صبحی آمده و تصویری از او در بچگی و بعد هم زندگینامه اش و این که چه سالهایی در خدمت بهاء و بهائیت بوده است.

زان پس دیگر خاطرات خود اوست که خواندنی است.

 

منبع : سایت ایران سهراب http://www.iransohrab.ir